قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
5094
تاريخ الفي ( فارسى )
اكثر حكام ايران به مباركباد آمدند . و امير بسطام چاكر كه از امراى قديم عراق بود ، در اين وقت به هرات آمدند و نوازش يافتند . و حكومت مشهد و طوس و ابيورد و خبوشان و نسا و تمام استرآباد و مازندران با توابع و لواحق به اميرزاده بايسنقر مرحمت شد . و در اين سال خضر خان ، دولتخان ، حاكم دهلى را گرفته آن مملكت را كه دار السّلطنهء هندوستان بود ، به تصرف درآورد . و خضر خان را صاحب تاريخ هند از سادات شمرده . و او پسر ملك سليمان است . و ملك سليمان را ملك [ نصير الملك ] مروان « 1 » پسرخوانده بود . ملك مروان در حكومت ملتان فوت شد و حكومت آنجا به پسر حقيقى او ، ملك شيخ مفوض شد . و او نيز در آن ايام فوت شده ملك سليمان - كه دعوى سيادت مىكرد - به حكومت ملتان رسيد . و بعد از فوت او خضر خان ، حاكم ملتان شد ، در وقت فيروز شاه . و چون صاحبقران به هندوستان آمد او را از ملتان بيرون كرده نزد آن حضرت آمد . و چنان كه گذشت ، آن حضرت حكومت ملتان را به او مرحمت فرمود و به يمن عنايت آن حضرت آخر به سلطنت دهلى رسيد و با رعيت و سپاهى نيكو سلوك كرد . و چون صاحب تاريخ مباركشاهى دو دليل قوى بر سيادت او نوشته « 2 » ، ضرور بود نقل آن ، تا صحت نسب او عالميان ظاهر شود . اول آنكه نگين سليمان پدرش در خدمت ملك مروان مىبود . نوبتى سيد جلال بخارى كه او را سيد السادات مىگفتند ، به منزل ملك مروان آمده بود و ملك سليمان به طريق خدمتكاران ديگر طشت و آفتابه به جهت دست شستن آورد . سيد جلال بخارى از روى كرامات فرمودند كه « اين سيدزاده است و اين خدمت به او فرمودن را گستاخى است . » بنابراين كه اين سخن بر زبان سيد جلال گذشته است ، او سيد است . ديگر اينكه خضر خان به غايت خوشاخلاق بود . و اين دليل سيادت پدران اوست . و از اينجا صحت نسبهاى سادات هندوستان به وضوح مىپيوندد . القصّه ، خضر خان ملك نحو « 3 » را تاج الملك خطاب داد و وزير ساخت . و سارنپور را به سيد سالم مرحمت كرد . و عبد الرحيم را علاء الملك خطاب داد ، و حاكم ملتان كرد . و اختيار خان را به حكومت مياندوآب فرستاد . و تاج الملك را با لشكرى به جانب ولايت كنتهركوت « 4 » فرستاد . و از آب جون و گنگ گذشته ولايت راى هرسنگ را تاخت و هرسنگ گريخته به كوه رفت و پيشكش بسيار داد و او تاج الملك [ را ] از آنجا به طرف كوالسه و هندوار فرستاده و آنجا نيز مال و خراج سنوات گذشته از كفار گرفت . و جليسر « 5 » را از تصرف هنديان
--> ( 1 ) . ق : ملك مردان . ( 2 ) . منتخب التواريخ بدائونى ( ج 1 ، ص 285 ) : سيدزادهاى بود عالى تبار . ( 3 ) . نسخ : ملك تحفه . اصلاح از منتخب التواريخ . ( 4 ) . ق . م : كتهر . ( 5 ) . ش : مليسر .